Kitab-i-Iqan/Page1/Arabic11
Jump to navigation
Jump to search
و بعد هيکل صالحی از رضوان غيبی معنوی قدم بيرون نهاد و عباد را به شريعه قرب باقيه دعوت نمود و صد سنه اَو ازيد امر به اوامر الهی و نهی از مناهی می فرمود، ثمری نبخشيد و اثری ظاهر نيامد. و چند مرتبه غيبت اختيار فرمود. با آنکه آن جمال ازلی ناس را جز به مدينه احديّه دعوت نمی نمود. چنانچه می فرمايد: "وَ إِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَـهٍ غَيْرُهُ" إلی آخرالقول : "قَالُواْ يَا صَالِحُ قَدْ كُنتَ فِينَا مَرْجُوًّا قَبْلَ هَـذَا أَتَنْهَانَا أَن نَّعْبُدَ مَا يَعْبُدُ آبَاؤُنَا وَ إِنَّنَا لَفِي شَكٍّ مِّمَّا تَدْعُونَا إِلَيْهِ مُرِيبٍ." و هيچ فائده نبخشيد تا آنکه به صيحه ای جميع به نار راجع شدند.