Kitab-i-Badi/Persian562

From Baha'i Writings Collaborative Translation Wiki
Jump to navigation Jump to search

قسم به همان مظاهر عزّ تقديس كه اگر فی الجملة حبّ در تو بود اگر جميع اركانت را به اسياف برنده قطعه قطعه می نمودند چنين الفاظ ركيكه در شأن مظاهر احديّه از لسان معتقله كليله ات جاری نمی شد. مرشدت هم از اين حرف ها بسيار گفته و همين سيّد محمّد به او استهزاء مي نمود. حمد محبوبی را كه امثال آن وجود را از عرفان مظاهر خود محروم نموده و از حلاوت حبّ ممنوع داشته. آيا نشنيدی كه خاتم انبيا - روح ما سواه فداه - در مدّت بيست سال جان مباركش در دست اعدا مبتلا و در هيچ شب اميد صبح نبود و در هيچ صبح اميد شب نه؟ فو الله در كلّ احيان منتظر و آمل كه جان در ره دوست ايثار نمايد و به رفيق اعلی[۳۰۱]شتابد.