Kitab-i-Badi/Persian37
Jump to navigation
Jump to search
اين عبارت تو بسيار تحيّر افزود، چه كه نفسی، كه مردود اين طايفه بوده و قابل سخن گفتن نبوده و نيست، بر تو چنان امر را مشتبه نموده كه حال در تيه شبهات سالكی و در باديه های ظنونات ساير. چه كه نيكو است كه اين پر های عاريتی را بيافكنی و به پرهای معنوی در هواهای عزّ قدس صمدانی پرواز كنی و به فضاهای خوش روحانی درآئی. و تو، كه سال ها خود را از رنود مي شمردی، آخر يك هبوب قواصف ظنونيّه و وهميّه چنان ربوده و حركت داده كه وصف آن ممكن نه. ديگر حقّ عالم است كه به كجا مقرّ دهد. عِلمُهُ عندَ ربّی[20]و ما أنا إلاّ عبدٌ منيبٌ.