Kitab-i-Badi/Persian26
كاش جواب نمی نوشتی، و اگر هم می نوشتی از خود مرقوم می داشتی، نه كلمات مجعوله انفس مشركه را. البتّه از چنين اذكار كه نموده دم فروبستن صدهزار هزار مرتبه ارجح بوده. كلام خوب است در ذكر و اثبات امرالله، نه در مجادله و محاربه با او. چنانچه در وصايای إلهی مذكور: لسان از برای ذكر رحمن خلق شده، زينهار او را به كلمات مظاهر شيطان ميالائيد. لسان مشرق انوار صدق است، او را مطلع كلمات كذب منمائيد! لسان مخزن بيان و ثنای من است، او را به ذكر اين و آن مشغول مسازيد، چه كه او را در مقام[14]خود آيه لا يَنْفَد قرار فرموده ام. چنانچه آنچه نطق نمايد قادر است مادام كه وجود باقی نطق از او مقطوع نشود، مگر مرضی حائل شود مابين او و ثناء ربّ او. و از او عارف بصير ادراك می نمايد كه علم الهی انتها نداشته و نخواهد داشت. لئالی بيان عالمين در او مستور، ولكن بر جثّه او نيافزوده. و انهار معانی از او جاری و از او ذرّه كم نگشته. باری در اين مقام اذكار بسيار است و اين عبد به اين مختصر اكتفا نموده، كه شايد لسان ظاهر و باطن را از مرض نفس و هوی مطهّر داری و به ثناء الله ناطق نمائی. چه كه اليوم ناطق آن است كه به ثناء حقّ قيام نمايد، و إلاّ ناعق بوده و خواهد بود.