Kitab-i-Iqan/Page1/Arabic18
مثلاً چون ايّام موسی گذشت و انوار عيسی از فجر روح عالم را احاطه نمود جميع يهود اعتراض نمودند که آن نفس که در تورات موعود است بايد مروّج و مکمّل شرايع تورات باشد و اين جوان ناصری که خود را مسيح اللّه می نامد حکم طلاق و سبت را که از حکم های اعظم موسی است نسخ نموده. و ديگر آنکه علائم ظهور هنوز ظاهر نشده چنانچه يهود هنوز منتظر آن ظهورند که در تورات مذکور است. چقدر از مظاهر قدس احديّه و مطالع نور ازليّه که بعد از موسی در ابداع ظاهر شده و هنوز يهود به حجبات نفسيّه شيطانيّه و ظنونات افکيّه نفسانيّه محتجب بوده و هستند و منتظرند که هيکل مجعول با علامات مذکوره که خود ادراک نمودهاند کی ظاهر خواهد شد. کَذلِکَ اَخَذَهُم اللّه بِذَنبِهم وَاَخَذَعَنهُم رُوح الايمان وَعَذَّبَهُم بِنَارٍ کانَت فی هاويةِ الجَحيم. و اين نبود مگر از عدم عرفان يهود عبارات مسطوره در تورات را که در علائم ظهور بعد نوشته شده. چون به حقيقت آن پی نبردند و به ظاهر هم چنين امور واقع نشد لهذا از جمال عيسوی محروم شدند و به لقاءاللّه فائز نگشتند وَکَانُوا مِنَ المُنتَظرينَ. و لم يزل و لا يزال جميع امم به همين جعليّات افکار نالائقه تمسّک جسته و از عيون های لطيفه رقيقه جاريه خود را بی بهره و بی نصيب نمودند.